ڕه‌شی خۆراسانی (رشوانلو) (Reşî Xorasanî)

در این مقاله که ادامه مبحث قبلی (غُزها ، ترک یا کُرد؟) است اختصاصا در مورد تبار کرمانجی نادرشاه افشار و ریشه کُردی ایل افشار سخن خواهد آمد. ابتدا چند تحلیل بر اساس حقیقت های تاریخی ارائه میشود ، و در پایان  اسناد قطعی در مورد کُرد بودن نادر نگاشته خواهد شد.

تحلیل هایی بر اساس واقعیت و اسناد

۱-ججوخان، سردار کُرد ،خود را خواهر زاده ی نادر شاه میدانست

از قول علی اصغر نور محمد زاده باجگیران در کتاب مرزداران دامنه ی کیسمار نوشته شده است :ججوخان درگزی مدعی بود که من خواهر زاده نادر هستم ومانند دایی خود باید قیام کنم (مرزداران دامنه ی کیسمار- روانشاد هاشم صادقی باجگیران –apê haşim ص ۱۳۷)اینکه ججوخان که از کردهای کرمانج شهرستان درگز بوده ,  خود را از خویشان نادر میدانسته است .قابل تامل است . (xwarzî)   واژه  خواهر زاده در زبان شیرین و کهن کرمانجی در مفهوم خویشاوند و یا دوست صمیمی به کار می رود.  والبته حتما به معنی خواهر زاده نیست

۲-نادرشاه از ایل کُرد هفشرانلو ریشه گرفته بود

محمد کاظم نویسنده تاریخ نادر شاه در کتاب “عالم آرای نادری “جلد۱ص۱۶۱مینویسد :   “…………..نادر پیش از حرکت به سوی خراسان در این سال ،به قدر ۱۲هزارخانوار جماعت افشار و چهل و پنج هزار خانوار از جماعت ترکان ،بختیاری،اکراد و الوار و غیره را روانه ی خراسان گردانید “باید در نظر داشت که در نثر آن زمان هر سرباز را یک خانوار میدانستند .ضمنا همانطور که مشاهده می شود “افشار “جدا از ترک و کرد و …. معرفی شده است که نشان دهنده  این است که منظور از افشار همان طایفه کرد “هَفشرانلو “(افشرانلو)خراسان بوده است که در آن مقطع زمانی بسیار پر جمعیت تر بوده است.این نظر را سروده ای به زبان ترکی که احتمالا  توسط میرزا مهدی خان استر آبادی منشی مخصوص نادر شاه پرداخته شده است ، تایید میکند . ترجمه ی قسمتی از این سروده چنین است :

چهل هزار زابلی ،فرزند رستم     که شمشیر ایشان آهن و فولاد را درهم میشکند

چهل هزار کرمانج و چهل هزار بربر   برای ویران کردن سرزمین تو می آیند چهل هزار بختیاری و چهل هزار قشقایی

چهل هزار عرب و چهل هزار آذری چهل هزاردرگزی با سرداران کلاتی چهل هزار قوچانی و بجنوردی و چهل هزارافشار

چهل هزار ترکان شاهسون ،همه تفنگدار         آنها به عنوان پشتیبان سپاه می آیند     (حرکت تاریخی کرد به خراسان -جلد ۱ ص ۱۴۷و ص۱۴۸)

همانطور که  مشاهده میکنید افشار ، آذری ،ترک و کرمانج جدا از یکدیگر در نظر گرفته شده است .که دگر باره بر منظور نظر بودن “ایل هفشرانلو “تاکید دارد

۳- نادرشاه دلاوری از تیره کردان قرقلو :

در بعضی از کتاب ها و اسناد نادر شاه را از تیره ی “قَرقَلو “که شاخه ای از ایل افشار است دانسته اند.که ذکر آنها بر درازای مقاله خواهد افزود . اما “قَرَقلو “ها از کردان شادلو هستند و در روستاهای “بیدک “و “لنگر”بجنورد اسکان دارند .(نادر صاحبقران -کلیم الله  توحدی ص۴۱۴)                                                                                                                           همچنین روستای “قرقلو “در کردستان ترکیه در ولایت “خنس”ارزروم که کُرد کرمانج هستند، مسکن اولیه ی اجداد نادر شاه بوده است که در زمان صفویه به خراسان آمده اند .البته در مسیر حرکت اینان به خراسان ،گروه هایی از طایفه  قرقلو در آذربایجان ، قزوین،و….ساکن شده اند . که بعضی از آنها ترک شده اند و بعضی فارس شده اند , ولی در خراسان ، زبان کردی اجداد خود را همانند کرمانج های ترکیه , پاس داشته اند.ضمن اینکه «قرقلو» واژه ای است ایرانی که بر گرفته از واژه «کارَه» در کتیبه های هخامنشی آمده است(تبدیل «ق» به «ک»)که ابتدای واژه کرمانج (کارَه + مان+جیه) از آن گرفته شده است . واژه صحیح «کارَمانجَیَه»(کارمانج) است. به معنی «آزادگانِ قوم مانا» که در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد از آنان آگاهی داریم. وقتی این واژه توسط دیگران مخاطب قرار میگیرد تبدیل به «کُرمانج» میشود.که مطابق با گرامر زبان کردی کارمانجی است.واژه «کُرد» نیز به معنی «آزاده» از همین واژه گرفته شده است.در مقاله مفصلی این واژه موشکافی خواهد شد.اما در ترکی این واژه می تواند به واژه «گِرخ» به معنی عدد«۴۰» شباهت داشته باشد.که با توجه به اینکه در ایل افشار نمادی از عدد ۴۰ نداریم ، قابل قبول نیست.

۴-کتیبه ی ترکی نادر شاه ناتمام می ماند:

در دربند کلات ،کتیبه ای ترکی منتسب به نادر شاه وجود دارد . که به علت اعتراض نادرشاه به اینکه او را به تیمور لنگ نسبت دادند ناتمام مانده است مرحوم قدوسی در صفحه ی۶۱۹کتاب نادر نامه در این مورد میگوید :شاید نسبت نادر به تیمور به سبب جهانگشایی بوده نه به سبب نژادی.

۵-نامه نادر شاه به سلطان عثمانی

خلاصه نامه نادر شاه به سلطان عثمانی این است که سرزمین هایی از ایران را که شما ترکها تصرف کرده اید به ایران برگردانید و مذهب شیعه را هم به عنوان رکن پنجم دین اسلام قبول کنید . در غیر این صورت بلایی که بر سر هند آوردم بر سرشما هم خواهم آورد. نکته مهمی در ابتدای این نامه وجود دارد که توجه شما را به آن جلب میکنم :”بر رای جهان آرای مقدس مخفی نخواهد بود که سه چهارمملکت معلومه الحدود به سلاطین اسلام اختصاص دارد که عبارت از روم ،ایران،هند و ترکستان میباشد .و از آن جمله ایران در تصرف سلاطین ترکمان بود ،چنان که در تواریخ مذکور است و حدود و سُنور که می فرمایند خاقان مغفور امیر تیمور و اجداد جنت مکین آن پادشاه اسلام پناه قرار یافته بود معلوم می باشد و…..(نادر صاحبقران-استاد کلیم الله توحدی ص۸۸۳)                                                                                                                                                                               .

همانطور که مشاهده می کنید نادر شاه ،در اواخر جمله از ضمیر “آن”برای پادشاه عثمانی استفاده میکند . و اجداد عثمانی ها را ترک (تیمور) می داند و خود را مُبَرّی نموده است.      

۶-واژه شناسی افشار       

تاکنون معنی های مختلفی در مورد واژه ی افشار گفته شده است که به دلیل اینکه از علم ترمینولوژی به دور بوده اند از تکرار آنها در میگذریم . اما واژه ی افشار از دو جز ” اَپ”(اف)+ “شار” (شال) تشکیل شده است .” اَپ”در واژه افسر (بالای       سر)،افراز(بلند)و…..وجود دارد و در کردی کرمانجی نیز به سبب بزرگداشت خانواده  پدری ،« عمو» را «ap» به معنی «بزرگ» و «بالا مرتبه» مینامند.در انگلیسی نیزup به معنی بالا است.  “شار”درکردی به معنی ” شال ” است .” افشار”یعنی دارای سر بند (شال)بر روی سر .به گمان افشارها کلاهخود و کلاه نداشته اند در تصاویر نقاشی شده از سپاه نادر نیز گروهی از سربازان او ،بر روی سر “شال” دارند . بستن شال بر سر (سر بند )از رسوم باستانی ایرانیان است (نیاکان ایلامی ما – مهدی خرسندی)و پادشاه باستانی کردان (گوتی ها)نیز بدون کلاه و با سر بند ،تصویر شده است (تاریخ ماد – دیاکونوف –صفحه ی ۱۱۱ –چاپ نهم )و این خود اصالت کردی( آریایی )افشار را نشان گر است .

۷- واژه شناسی نادرشاه افشار

بر اساس روایت ها ،نادر در ابتدا راهزن  بوده است و زندگی ثابتی نداشته است بدین خاطر ،کردان خراسانی نام او را” نَدَر”(نادر)گذاشته اند . ” نَدَر “نام پادشاه اساطیری ایرانیان یعنی “نوذر” است که او هم کُرد بوده است . اوخویشاوند «گشتاسپ» پادشاه کردان میتانی در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد بوده است(ر.ک به : کردان خراسان به روایت شاهنامه به گواهی تاریخ). این نام در زبان پهلوی (کردی باستان )به صورت “نوتَر” یا ” نودر” ثبت شده است .پرفسور رجبی آنرا به معنی ” نوزاد ” میداند .( هزاره های گمشده – پرفسور پرویز رجبی) که به مفهوم “کم خرد “است که با خصوصیات پادشاهی “نوذر”و جوانی “نادرشاه ” هماهنگ است .

۸-”تاوشان جیل ” توتمی ایرانی بر پیکر ایل افشار

“تاوشان جیل “پرنده ای سیاه رنگ شبیه “قَرتال “ولی اندکی کوچکتر از آن و بزرگتر از “طغال “بوده است(تاریخ غزها –ص۳۰۶) گویا این پرنده توتم ایل افشار بوده است  .قابل توجه است که چون این پرنده ،سیاه رنگ  بوده است ، در نتیجه اصالت کُردی ایل افشار ثابت میشود . چون ترک ها از رنگ سیاه نفرت دارند ولباس سیاه را حقیر وآن را بد یُمن میدانند (تاریخ غزها ص۶۱۱) . واژه « تاوشان جیل » ، واژه ای کُردی است که «تاو » در کردی به معنی «آفتاب » است . «شان» پسوندی ایرانی است که در واژه های «درخشان» ، «بدخشان» و.. وجود دارد و «جیل» نیز همان «جِل» در کُردی و لُری به معنی «پوشش ولباس»است .« تاوشان جیل » یعنی «پرنده ای که بال و پرش را آفتاب سوزانده است  (پرنده سیاه) .ضمن اینکه ایرانیان و شاخه ی اصیل آن ،یعنی کردان نژاده  آریایی در گذشته ی باستانی خود همیشه دارای توتم بودند که این رسم و فرهنگ ،به دیگر جهانیان نیز نفوذ پیدا کرده است به عنوان مثال “گزنفون”مورخ یونانی میگوید :در لشگرکشی کوروش هخامنشی به سوی بابل ، درفش پادشاهی ایران شاهینی بود که از زر ساخته شده بود که بر نیزه برافراشته بودند –( فرهنگ ایران باستان –پروفسور ابراهیم پورداود –ص ۳۰۰)و یا در کتاب ” بازگشت ده هزار نفر “( آنابازیس ) همان مورخ مینویسد ” دِرَفش اردشیر دوم هخامنشی “شاهین ” بوده است (فرهنگ ایران باستان –پروفسور ابراهیم پورداود –ص ۳۰۰)پرفسورپور داوود مینویسد : در اوستا “سئن “همان عقاب یا شاهین است (ص۳۰۲-فرهنگ ایران باستان .پروفسور رجبی می نویسد : عقاب در فرهنگ ایران باستان حضوری افسانه ای دارد و نماد ایرانی به فرهنگ دیگر کشورها و ملتها نیز نفوذ پیدا کرده است( هزاره های گمشده –جلد ۱ –ص ۴۱۳ و ۴۱۴)

همچنین در شاهنامه فردوسی ، در داستان تهمورث میخوانیم :

زمرغان هم آنگه بد و نیک ساز

چو بازو چو شاهین گردنفراز

بیاورد و آموختنشان گرفت

جهانی بدو مانده اندر شگفت

و یا در داستان فرود ، نشان پهلوانان ایران در برابر توران چنین است :

زرسپ فرزند توس با درفش دارای نقش پیل , فریبرز برادر سیاوش با عَلَمی دارای نقش خورشید , گستهم با درفش  دارای نقش ماه , بیژن گیو با عَلَمی سرخ و سیاه , شیدوَش با درفشی دارای نقش ببر , گُرازه با عَلَمی دارای تصویر گُراز , فرهاد با درفشی دارای نقش گاومیش , گیو با عَلَمی دارای نقش گرگ , گودرز با درفشی دارای نقش شیر و بهرام با عَلَمی دارای نقش میش کوهی .

همانطور که مشاهده می کنید این رسوم ، ریشه چندین هزار ساله در میان ایرانیان دارد.

۹- تبر در دستان نادر شاه افشار

وجود “تَبر “در دستان نادر شاه افشار ریشه ایی باستانی از تمدن شکوهمند ایرانی دارد .واژه ی”پَرَشی ” که بعدا تبدیل به “پارس ” شده است در دوره ای از تاریخ باستان در مفهوم « تبر داران » به کار  رفته است  (ر.ک پروفسور جهانشاه درخشانی – دانشنامه ی کاشان جلد ۳ )هیچکدام از ایلات و خاندانهای ترک زبان در طول تاریخ خود از ” تبر ” در جنگ ها استفاده نکرده اند

۱۰- پدر و مادر نادرشاه ، دلاورانی از ایل کرد باچوانلو

مادر نادر شاه به نام “تومار “که بسیار قوی بنیه بود ه است و همچنین پدر او ” امام قلی ” هر د و از ایل کُرد باچوانلو ، در خراسان بوده اند ( نادر صاحبقران – کلیم الله توحدی -ص۶۱)

۱۱–نادر قلی به کردان خراسان پناه می برد

پس از اینکه نادر قلی ازدست ترکمنان خیوه که او را به همراه مادر و برادرش اسیر ‌کرده بودند گریخت به ایل کُرد کوسه احمد لو قاسملو که از ایلات کُرد افشار بوده،و در مقاله پیشین ذکر آن رفت ، پناه برده است(نامنامه ایلات و عشایر- منوچهر ستوده –ص۴۱۳)  وپس از درگیری شدیدی که با جوانان آن ایل بر سر خواستگاری از گلنسا دختر بابا علی بیگ کوسه احمد لوی افشار داشت به شدت مجروح می شود  و به حاج سلیمان تاجر بیچرانلو که از سران کُرد ابیورد بود پناه برد و او نیز پزشکی به نام ” صفر علی حکیم مروی ” را از شهر مرو بر بالین نادرآورد و او را مداوا کرد.

۱۲-سام خان کرد زعفرانلو (وکیل الا کراد )محترم ترین در نزد نادر

نادرمراسم پر تجمل تاجگذاری خود را با شرکت اجباری بزرگان سراسر ایران و سفیران و نمایندگان دول خارجی در فوریه ۱۷۳۶برابر با اواخر بهمن ۱۱۱۵ خورشیدی در دشت  مغان برگزار کرد .،سام خان کرد زعفرانلو ، به عنوان نماینده  خراسان ،بعد از  برادر نادر اولین کسی است که برای عرض تبریک به حضور نادر رسید . و نادر دستور داده است که اول سام خان کرد زعفرانلو صورت مجلس شاهنشاهی نادر را امضا کند( ص۶۵۶-نادر صاحبقران کلیم الله توحدی )و مقام “بیگلر بیگی ” را که تا آن زمان فقط از آنِ برادر نادر بود به محمد حسین خان زعفرانلو فرزند سام  خان اعطا کرد . ( حرکت تاریخی کرد به خراسان ص ۱۱۹جلد ۱)    این حرکت نادر علاقه ی بسیار زیاد او را به کردان خراسان  که هم زبان او بودند نشان میدهد.

۱۳-کردستان خراسان

در تمامی اسناد تاریخی بعد از قرن ۱۷ ، از شمال خراسان به نام کردستان خراسان نام برده شده است و قبل از قرن ۱۷ نیز ، کوههای شمال خراسان ، ” جبال الاکراد ” نامیده  شده اند . این موضوع را استاد توحدی و پرفسور فرهاد ایزدی ،بارها و بارها خاطر  نشان کرده اند و تا اوایل پهلوی تمام حاکمان شمال خراسان از ایلات کُرد بوده اند .

۱۴- کُردان افشار

در بسیاری از منابع تاریخی عصر نادرشاه (محمد کاظم و مهدی خان استر آبادی) از کُردان نژاده ای نام برده میشود که به عنوان افشار معرفی می شوند به عنوان مثال حاجی خان  ،   سپه سالار  نادرشاه که از کُردان حمزه کانلو و ایل کُرد چشمگزک بوده است و ایل و طایفه و اعقاب حاجی خان هم اکنون در شهرستان های چناران و قوچان ساکن هستند «افشار» نامیده شده است. (استاد کلیم الله توحدی –نادر صاحبقران – ص ۴۵) جالب است که گروهی از نویسندگان کُرد و یا فارس زبان که از اصالت کُردی افشار آگاه نبوده اند ، به این موضوع اعتراض کرده اند که چرا بی جهت برای مهم جلوه دادن ایل افشار ، کُردان اصیل آریایی را مورخان آن عصر، «افشار» معرفی کرده اند(ر.ک به خاوران گوهر ناشناخته ایران –ابوالفضل قاسمی) در حالیکه واقیت همان است که آن مورخان نوشته اند .از این گونه موارد در منابع تاریخی بسیار آمده است که حاجی خان سپه سالار به عنوان نمونه ذکر شد. اکنون تا حدودی نظرات اساتید ،نسبت به کُرد بودن نادر شاه موافق گشته است و به زودی در بسیاری از منابع به کُرد بودن او اشاره خواهد شد . برای نمونه به نظر نویسندگان ذیل توجه کنید   ضمن اینکه وجود فامیلی «کُردافشار» در ایران خود دلالت بر کرد بودن افشارها دارد

۱۵- نظر مورخان و صاحبنظران در مورد نادرشاه افشار

روانشاد دکتر احمد حامی استاد دانشگاه تهران میگوید:

کردهای افشار که نادرشاه از میان آنها برخاسته در روستای نزدیک تیکان تپه در نواحی کبکان و درگز سکونت کرده اند .قیافه ، چشمان  درشت و ابروی پر پشت و ریش انبوه  نادر ، دلالت بر کُرد بودن او دارد (مرزداران  دامنه ی کیسمار – روانشاد هاشم صادقی باجگیران –ص۲۶و ۲۷)

دکتر صادق زیبا کلام نیز در کتاب سنت و مدرنیت ص۳۱و ۳۲ افشار ها را کُرد میداند .

همچنین دکتر ناصر انقطاع در کتاب ” نادر،  پادشاه ناکام ، قهرمانی بی آرام ” نادر شاه را کُرد می داند.

روانشاد دکتر جمشید صداقت کیش : در مصاحبه خوذ اعلام کرده بود که گروهی از کردان ابیورد در زمان نادرشاه جهت امور نظامی به استان فارس منتقل شده اند . و آقای توحدی مدارک محکمی در باره کُرد بودن نادرشاه دارد.  ایشان در ادامه مصاحبه خود گفته : کاش من هم یک کرد بودم( ر.ک به وبلاگ کُردان شیراز)

۱۶- اسناد قطعی در مورد کُرد بودن نادر شاه افشار

۱- محمد کاظم که نویسنده تاریخ نادر شاه است در کتاب عالم آرای نادری مینویسد : “‌صاحبقران ( نادر) با گروهی از طوایف اکراد که با آن ” خونی ” بوده اند ( به منزل فتحعلی خان ) رسید و گفت : ای خان تو محبوس پادشاهی ” ( عالم آرای نادری – جلد ۱ ص ۶۶-به تصیح دکتر ریاحی )

۲- میرزا حبیب الله مستوفی که در دربار ملک محمد سیستانی حضور داشته است , در مورد نژاد نادراین چنین میگوید : ( نادر صاحبقران – کلیم الله توحدی – ص ۲۱۰)

زبانش به اکراد چون هست یک         ز اکراد آید برایش کمک

۳- آرتین طنبوری که همراه ” مصطفی پادشاه “سفیرعثمانی در سال ۱۱۴۸قمری پس از تاج گذاری نادر شاه به ایران آمده و به هنگام محاصره ی قندهار در سال ۱۱۴۹ به حضور نادر ، باریافته است . از قول پسر عموی نادر شاه مینویسد : ” تهما سبقلی خان “( نادر شاه)عمو زاده ای داشت که تقریبا همسال خود او بود ما از این عمو زاده خواستیم جریان شاه شدن “نادر شاه “را برای ما تعریف کند و او گفت : ” در اصل تهما سبقلی از کلات و از نژاد کردهای «دیار بکر»(کردستان ترکیه) است ” که شاه عباس آنها را از عثمانی به کلات فرستاد( سفارتخانه های ایران –دکتر ریاحی به قول کتاب “در رکاب نادر شاه “تاریخ تهماسبقلی خان –آروتین طنبوری –ص۱۴۶)

این سه سند پایانی بر فرضیه ترک بودن نادرشاه خط بطلان میکشد. باید خاطر نشان کنم که تمامی اسناد این مقاله ، بر گرفته از پژوهش های استاد کلیم الله توحدی پژوهشگر نامی کشورمان در دو کتاب حرکت تاریخی کُرد به خراسان و نادر صاحبقران می باشد. و نگارنده قسمت تحلیل ها و گرد آوری موضوع را خدمت شما ارائه داده ام. ضمن اینکه در کتاب نادر صاحبقران مدارک و اسناد بسیار واضحی در مورد کُرد بودن نادرشاه ارائه شده است که از حوصله این مقاله خارج بود.

اما اکنون هم وطن و هم زبان گرامی نادرشاه افشار سالهاست در خاک آرمیده است و ما ایرانیان از هر نژاد و زبانی باید به گسترش فرهنگ و ادبیات ایرانی همت بگاریم.کم نیستند ترکان نجیب خراسانی که هم دوش کردان نژاده ایران زمین و در رکاب نادرشاه افشار جنگیده اند. و بدانیم که ایران ،« فارسِستان » نیست ، بلکه به تمام نژادهای ایرانی تعلق دارد.غنای دیگر فرهنگ های ایرانی، غنای فرهنگ ایرانِ عزیزمان است.وظیفه شما هم زبان کُرد من که ریشه در غنی ترین اصالت آریایی داری ،این است که اکنون  در آفرینش ادبیات کُردی و تقویت خط لاتین کُردی که در طی ۸۰ سال اخیر هزاران کتاب با این خط نوشته شده است، همت بگماری ، تا در مقابل آیندگان سرافکنده نباشیم. روزها از پی یکدیگر می گذرد و……..

Lo bivirê fek çepelê fek fere

Her çi dexwazî bikî  ، lêxin were

We şaxê şkestê xwe razî bikî

We cilley min çi dexwazî bikî

پرسش پایانی نگارنده از شما این است : آیا میدانید اگر با فرزندان خویش به زبان شیرین ،کهن و قدرتمند کردی کرمانجی سخن بگویید ،بزرگترین خدمت را در پاس داشتن فرهنگ و زبان اصیل ایرانی کرده اید؟

کتاب نادر صاحبقران نوشته استاد کلیم الله توحدی بسیار کمیاب است ولی می توانید آنرا از انتشارات ژیار در سنندج تهیه کنید. تلفن این انتشارات         ۲۲۲۶۷۸۷-۰۸۷۱     می باشد.

سرافراز و کُرد باشید

منبع :سایت الله مزار